صالح عضيمة (مترجم: سيد حسين سيدى)
129
معنا شناسى واژگان قرآن (فرهنگ اصطلاحات قرآنى) (فارسى)
لفظ و معنا و تركيب واژگان است كه به آن قوّت ، تأثير و زيبايى مىبخشد ؛ و سپس نوبت به انتخاب واژگان و سبك در مواضع خوب و جايگاهها و موضوعهاى آن و حال شنوندگان و گرايش روانى كه بر جانشان چيرگى دارد ، مىرسد . بلاغت تنها در لفظ و در معنا نيست ، امّا براى سلامت تركيب اين دو و انسجام نيكوى آنها لازم است . بلاغت نزد افرادى چون راغب ، مبتنى است بر حصول به دو چيز : 1 - دورى از خطا در بيان معناى مقصود 2 - تشخيص كلام فصيح از غير فصيح . از بشر بن معتمر نقل كردهاند كه مىگفت : « فصاحت محدود است به توصيف واژگان و بلاغت تنها توصيف واژگان با معانى است ، و فصاحت وصف كلمه است و حتّى وصف كلام و فصاحت كلام شرط بلاغت آن است . هر كلامى فصيح است ، ولى هر فصيحى بليغ نيست . » از قدامه چنين نقل كردهاند : « بلاغت سه گونه است : مساوات : مطابقت لفظ با معنا ، كه نه زايد باشد و نه كم . اشاره : لفظ به مثابهء اشارهء معنادار است . تذييل : تكرار واژگان مترادف به معناى واحد تا كمكى باشد براى كسى كه نمىفهمد و تأكيدى باشد براى كسى كه معناى آن از لفظش ، و لفظ آن از معناى آن سبقت بگيرد ؛ و لفظ آن به گوش از معناى آن به قلب پيشى بگيرد . صحار العبدى در پاسخ كسى كه از وى پرسيد : بلاغت چيست ؟ گفت : « اين كه بدون كندى پاسخ گويى و درست بگويى و خطا نكنى . » رشيد مىگويد : « بلاغت دورى ورزيدن از إطالهء ( كلام ) و نزديكى جستن به مقصود ، و دلالت به لفظ اندك بر معناى بسيار است . » ابن معتز مىگويد : « بليغترين كلام آن است كه ايجاز آن نيكو باشد و مجاز آن اندك ، و اعجاز آن فراوان و صدر و عجزش متناسب . » عربى باديهنشين چه نيكو گفته است : « بلاغت نزديكى گرفتن از دور و دورى ورزيدن از كلمه و دلالت بسيار با لفظ اندك است . » عبد الحميد كاتب مىگويد : « بلاغت ، تقرير معناست در فهم از نزديكترين گونههاى كلام . » امّا وقتى كه سخن على ( ع ) به ميان مىآيد - كه هر سخن ، بعد از وحى و حديث نبوى ، در كنارش ضعيف جلوه مىكند - در تعريف و توصيف بلاغت - آنگونه كه در سجع الحمام علّامه محمّد ابو الفضل ابراهيم و دوستانش آمده است - مىگويد : « بلاغت ، نظر افكندن به دليل و شناخت فرصتگاهها ، و از نگريستن به دليل ، ترك روشنگرى و بيان روشن ، و روى